اثر محیط کشت، ریز نمونه و تنظیمکنندههای رشد در کالزایی و تولید تاکسول در سرخدار، . Taxus baccata L
چکیده
با توجه به اهمیت گونههای متعلق به جنس Taxus در تولید ترپنوئید موسوم به تاکسول که موثرترین دارو برای درمان انواع سرطانها شناخته شده است، آزمایشهایی برای بهینهسازی کالزایی و رشد آن انجام گرفت.بدین منظور از آزمایش به شکل فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی استفاده شد. سه فاکتور شامل ریز نمونه (برگ و ساقه)، محیط کشت (B5 و MS) و شرایط نور و تاریکی در هر سه آزمایش بطور مجزا مورد مطالعه قرار گرفتند. در آزمایش اول، سیتوکنینهای Kin و BAP در دوسطح مورد آزمایش قرار گرفتند ولی مقدار اکسین ثابت بود و در آزمایش دوم، نسبتهای متفاوت اکسینهای NAA، 2,4-D و سیتوکنین Kin مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که بیشترین درصد کالزایی (46/97%) و رشد کالوس(mm10 در دو هفته) در محیط کشت B5 تکمیل شده با NAA (2 میلیگرم در لیتر)، 2,4-D (2/0 میلیگرم در لیتر) و Kin (2/0 میلیگرم در لیتر) با ریز نمونه ساقه بدست آمد. شرایط نور و تاریکی در کالزایی و رشد کالوس اثر معنیداری نشان نداد. در آزمایش سوم، برای جلوگیری از قهوهای شدن کالوسها و امکان ادامه رشد آنها پس از واکشتهای 14 روزه اثر زغال فعال، PVP , اسید سیتریک و ویتامین C در محیط بهینه مذکور مورد مقایسه قرار گرفتند. همه مواد فوق از قهوهای شدن کالوسها جلوگیری کرد، درحالیکه فقط با اعمال 50 میلیگرم در لیتر ویتامین C رشد سلولی مناسب مشاهده گردید. مقایسه میزان تاکسول تولیدی (باHPLC) در این محیط با محیط فاقد آنتیاکسیدان (ویتامین C) نشان داد که میزان تاکسول در کالوسهای محیط واجد ویتامین C برابر 45/2 میلیگرم در کیلوگرم بود در حالی که در کالوسهای قهوهای شده (محیط بدون ویتامین C)، کمتر و غیرقابل اندازهگیری بود.
نویسنده : احمد یاری خسرو شاهی؛ مصطفی ولیزاده؛ علیرضا قاسمپور؛ محمود خسرو شاهلی؛ حسنعلی نقدی بادیبا توجه به اهمیت گونههای متعلق به جنس Taxus در تولید ترپنوئید موسوم به تاکسول که موثرترین دارو برای درمان انواع سرطانها شناخته شده است، آزمایشهایی برای بهینهسازی کالزایی و رشد آن انجام گرفت.بدین منظور از آزمایش به شکل فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی استفاده شد. سه فاکتور شامل ریز نمونه (برگ و ساقه)، محیط کشت (B5 و MS) و شرایط نور و تاریکی در هر سه آزمایش بطور مجزا مورد مطالعه قرار گرفتند. در آزمایش اول، سیتوکنینهای Kin و BAP در دوسطح مورد آزمایش قرار گرفتند ولی مقدار اکسین ثابت بود و در آزمایش دوم، نسبتهای متفاوت اکسینهای NAA، 2,4-D و سیتوکنین Kin مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که بیشترین درصد کالزایی (46/97%) و رشد کالوس(mm10 در دو هفته) در محیط کشت B5 تکمیل شده با NAA (2 میلیگرم در لیتر)، 2,4-D (2/0 میلیگرم در لیتر) و Kin (2/0 میلیگرم در لیتر) با ریز نمونه ساقه بدست آمد. شرایط نور و تاریکی در کالزایی و رشد کالوس اثر معنیداری نشان نداد. در آزمایش سوم، برای جلوگیری از قهوهای شدن کالوسها و امکان ادامه رشد آنها پس از واکشتهای 14 روزه اثر زغال فعال، PVP , اسید سیتریک و ویتامین C در محیط بهینه مذکور مورد مقایسه قرار گرفتند. همه مواد فوق از قهوهای شدن کالوسها جلوگیری کرد، درحالیکه فقط با اعمال 50 میلیگرم در لیتر ویتامین C رشد سلولی مناسب مشاهده گردید. مقایسه میزان تاکسول تولیدی (باHPLC) در این محیط با محیط فاقد آنتیاکسیدان (ویتامین C) نشان داد که میزان تاکسول در کالوسهای محیط واجد ویتامین C برابر 45/2 میلیگرم در کیلوگرم بود در حالی که در کالوسهای قهوهای شده (محیط بدون ویتامین C)، کمتر و غیرقابل اندازهگیری بود.
تعداد صفحه : 9
مشخصات فایل : 360KB / PDF
قیمت : رایگان
